دكتر سبا ولدخان ، برنده جایزه بزرگ دانشمند جوان

سبا ولدخان در سال ۱۹۷۴ در تهران متولد شد. ایشان در ایران و در رشته پزشکی تحصیل کرده و در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) از دانشگاه علوم پزشکی ایران فارغ التحصیل گردید. پس از فارغ التحصیلی در تهران، به آمریکا رفته و در دانشگاه کلمبیا تحصیلات خود را ادامه داد که طی دوران تحصیل چندین بار برای کارهای آموزشی و پژوهشی و از جمله رساله دکتری خود برنده جوایزی شد.

ایشان در سال ۲۰۰۵ جایزه دانشمند جوانGE  را برای موفقیتش در درک مکانیسم اسپلایسوزوم ها از آن خود کردند. اهمیت اسپلایسوزوم ها، که از RNA و زیر واحدهای پروتئینی تشکیل می شوند، در آن است که اشتباهات آن ها مسبب ۲۰ تا ۳۰ درصد از بیماری های ژنتیکی انسانی است. دکتر ولدخان با این کشف به دانشمندان کمک کرد تا شناخت بهتری از بیماری های ژنتیکی متعددی به دست آورند. ولدخان با اشاره به این که ساختار بسیار بزرگ و پیچیده این سیستم، فهم عملکرد آن را تاکنون غیرممکن کرده بود، خاطرنشان کرد: من در تحقیقات خود توانستم از بین بیش از ۳۰۰ جزء مختلف ماشین اسپلایسوزوم، دو مولکول را که نقش اساسی در عملکرد سیستم دارند را شناسایی کنم. وی با اشاره به اینکه در هر سلول حدود ۱۰ هزار اسپلایسوزوم وجود دارد، اظهار داشت: اسپلایسوزوم ساختاری پیش ساخته نیست، بلکه در هر لحظه بر اساس سیگنال ارسالی از هر ژن و نحوه تغییرات لازم در آن، مولکول های تشکیل دهنده این ماشین سلولی که به میزان ده ها برابر بیش از کل اسپلایسوزوم های فعال در سلول پراکنده اند به یکدیگر محلق شده و پس از انجام عمل مورد نظر مجددا پراکنده می شوند.

دكتر سبا ولدخان ، برنده جایزه بزرگ دانشمند جوان
دكتر سبا ولدخان ، برنده جایزه بزرگ دانشمند جوان

دکتر ولدخان خاطر نشان کرد: با استفاده از اطلاعات به دست آمده درباره ساختار این ماشین سلولی توانستیم مدل ساده ای از آن را از طریق واکنش های شیمیایی بین چند مولکول طراحی کرده و نشان دهیم که عملکرد آن مشابه عملکرد ماشینی در داخل سلول است. به این ترتیب راه برای انجام طیف وسیعی از مطالعات تحقیقاتی درباره جنبه های مختلف بنیادی و کاربردی این ماشین های پیچیده سلولی باز شده است. به این ترتیب می توان تحقیقات را به مطالعه هر چه بیشتر درباره ساختار و عملکرد شیمیایی مولکول های مختلف تشکیل دهنده ماشین معطوف کرد یا با شبیه سازی هر چه بیشتر مدل موجود با شرایط طبیعی داخل سلول، عوامل مختلفی را که باعث اختلال در عملکرد اسپلایسوزوم و بروز جهش های ژنتیکی و ایجاد بیماری های مختلف از جمله سرطان می شوند بررسی کرد یا تحقیقات را به صدها زمینه مختلف دیگر هدایت نمود.

ایشان خاطر نشان می کند: ما تقریبا به ساختار اسپلایسوزوم ها پی برده ایم، به این معنی که ژنی که برای آنها کد می شود را می دانیم و از ساختار شیمیایی بخشی از مولکول های تشکیل دهنده آن نیز آگاهی داریم، ولی اینکه چطور این مولکول ها کنار هم قرار گرفته و این دستگاه عظیم را می سازند و اینکه چطور عملکرد خود را با یکدیگر تنظیم می کنند به دلیل پیچیدگی فوق العاده این ماشین همچنان ناشناخته مانده است که با دستیابی به مدل ساده این مولکول امیدواریم بتوانیم به تدریج به این سئوالات هم پاسخ دهیم.

در پی این موفقیت، دانشگاه های بسیاری به ایشان سمت های تحقیقاتی پیشنهاد کردند. دکتر ولدخان در سال ۲۰۰۴ وارد مرکز زیست شناسی مولکولی در دانشگاه کیس وسترن رزرو شد که از برجسته ترین مراکز تحقیقاتی در نوع خود است. ایشان در حال حاضر در همان جا به عنوان دانشمند زیست پزشکی، استادیار و پژوهشگر در زمینۀRNA  فعالیت می کند.

دکتر ولدخان در پاسخ به این که رمز موفقیت او چیست، متواضعانه می گوید، «سخت کوشی و تفکر غیر معمول! تابع منطق عجیبی هستم که خودِ منطق با آن بیگانه است؛ به لحظات خنده داری منتج می شود اما موثر است! ولی از شوخی گذشته، بسیار خوشبین هستم و بنابر این با اعتماد به نفس فوق العاده زیاد و بدون پشتوانه به دنبال ایده های عجیب و غریب می روم و بعضی وقت ها به نتیجه می رسم، و همین کافی است.»

استادیار جوان دانشگاه کیس و برنده جایزه دانشمند جوان سال که پس از طی دوره پزشکی عمومی تحصیلات خود را در زمینه زیست شناسی مولکولی پی گرفته است، درباره علت تغییر رشته و گرایش خود به تحقیقات بنیادی و آزمایشگاهی گفت: زمانی که در رشته پزشکی تحصیل می کردم، موج کشف ساختار مولکولی سلول ها و اساس مولکولی بیماری ها تازه آغاز شده بود. به وضوح می دیدم تغییراتی که در پزشکی مدرن به وجود می آید به جای بیمارستان ها در آزمایشگاه های علوم پایه رقم می خورد؛ این اتفاق برای من بسیار هیجان انگیز بود و دوست داشتم که جزئی از این موج تازه باشم، بنابراین تصمیم گرفتم از فعالیت های بالینی به فعالیت های پژوهشی تغییر مسیر بدهم.

ولدخان در سال ۲۰۰۴ جزو ۱۵ استادیار دانشگاه ها و موسسه تحقیقاتی در آمریکا بود که موفق به دریافت این جایزه ویژه استادیاران تازه کار شد.

کسب فلوشیپ RNA Society ، جایزه یادبودPeter Sajovic  تحقیقات برجسته بیولوژی دانشگاه کلمبیا و جایزه بین المللی رساله دکتریHorold weintraub  در سال ۲۰۰۲ ، دریافت جایزهJames Howard McGregor  در سال ۱۹۹۸، دریافت فلوشیپ از دانشگاه کلمبیا در سال ۱۹۹۶ و کسب رتبه چهارم آزمون جامع علوم پایه پزشکی ایران در سال ۱۹۹۳ از دیگر افتخارات علمی این استاد جوان ایرانی است. سبا ولدخان همچمین برنده جایزهٔ سال ۲۰۰۵ انجمن پیشبرد علوم آمریکا شده و جایزه مقاله برتر مجله ساینس سال ۲۰۰۴ را نیز از آن خود کرده است.

برگرفته از: سایت ها و خبرگزاری های معتبر علمی

چرا برخی افراد کرونا نمی گیرند؟

منبع: دانشگاه نیوکاسل _ انگلستان

تاریخ انتشار: 14 خرداد 1400

خلاصه:  محققان برای اولین بار نقش ژنتیک در افرادی که تحت تاثیر ویروس کرونا قرار گرفته اما بیمار نمی شوند را کشف کردند. سطح بیان این ژن در افرادی که بیماری را بروز نمی دهند 3 برابر دیگر افراد بود. این اولین مدارکی است که نشان می دهد چرا برخی از افراد به بیماری کرونا دچار نمی شوند. در این مطالعه افرادی که علامت نداشتند و افرادی که علامت شدید داشتند به وسیله تکنیک های توالی یابی مورد پایش قرار گرفتند و ژن HLA واقع در کروموزوم 6 این افراد مورد بررسی قرار گرفت.

شرح: ژن ” آنتی ژن لوکوسیتی انسان ” به آدرس HLA-DRB1*04:01 شناخته شده است و رابطه مستقیمی با طول و عرض جغرافیایی دارد و انسان ها در شمال و شرق اروپا واجد چنین ژنی هستند. با توجه به این موضوع محققان پیشنهاد می دهد که بیشتر جمعیت اروپا آلوده می شوند اما بیمار نمی شوند و می توانند حامل ویروس برای سایر افراد  باشند.

دکتر :Echevarria این یافته بسیار مهم است و ممکن است توضیح دهد چرا برخی افراد که آلوده به ویروس هستند بیمار نمی شوند. این موضوع می تواند ما را به سمت آزمایش ژنتیکی هدایت کند که ممکن است مشخص کند جه کسی باید واکسن های بعدی را در چه زمانی تزریق کند.

چرا برخی افراد کرونا نمی گیرند؟  محققان برای اولین بار نقش ژنتیک در افرادی که تحت تاثیر ویروس کرونا قرار گرفته اما بیمار نمی شوند را کشف کردند. سطح بیان این ژن در افرادی که بیماری را بروز نمی دهند 3 برابر دیگر افراد بود. این اولین مدارکی است که نشان می دهد چرا برخی از افراد به بیماری کرونا دچار نمی شوند. در این مطالعه افرادی که علامت نداشتند و افرادی که علامت شدید داشتند به وسیله تکنیک های توالی یابی مورد پایش قرار گرفتند و ژن HLA واقع در کروموزوم 6 این افراد مورد بررسی قرار گرفت.
چرا برخی افراد کرونا نمی گیرند؟

در بُعد جمعیتی این مسئله بسیار اهمیت دارد زیرا شما با افرادی روبرو هستند که نسبت به بیماری مقاوم هستند اما آلوده ند و می توانند  دیگران را آلوده کنند. ارتباط بین ژن-موقعیت جغرافیایی از نظر علمی اثبات شده است و ما آگاه هستیم که ژن HLA طی سال ها در مواجهه با پاتوژن های بیماری زا تکامل پیدا کرده است.

دکتر Langton افزود: یافته هیجان انگیز ارتباط بین ژن HLA با طول و عرض های جغرافیایی بود. قبل ها مشخص شده بود که بیماری ام اس یا افزایش عرض جغرافیایی ارتباط مستقیم دارد. این اتفاق با کاهش میزان اشعه ماورا بنفش و کاهش سطح تولید ویتامین دی تولیدی بدن تطابق دارد. ما اطلاعی نداشتیم اما یکی از فاکتور های ریسک ژنی در بیماری

ام اس DRB1*15:01  است که با طول جغرافیایی ارتباط مستقیم دارد.

این یافته ها نشان از ارتباط پیچیده بین محیط-ژن-بیماری دارد. ما می دانیم که برخی از ژن هایHLA با ویتامین D تحریک می شوند و سطح پایین این ژن در بیماری کووید19 خطرناک است و مطالعات ما در این زمینه در حال افزایش است.

در این مطالعه 49 بیمار بستری بدحال بدلیل نقص تنفسی ناشی از کووید19 و 69 کارمند بیمارستان که آزمایش آنتی بادی خون شان مثبت بود بعنوان گروه بدون علامت مورد پایش قرار گرفتند. برای آنالیز از دستگاه های توالی یابی ژن استفاده شد تا تفاوت آلل ها در ژن HLA را با دقت بررسی کنند.

رفرنس:

https://www.sciencedaily.com/releases/2021/06/210604135415.htm

محاسبه طول عمر انسان از طریق اندازه گیری سرعت بهبود | سن بیولوژیکی

مطالعات اخیر نشان می دهد انتخاب سبک زندگی سالم، ترک عادت های ناسالم و سایر مداخلات می تواند طول عمر انسان را افزایش دهد. با این حال، در غیاب تدابیری که تغییر سن بیولوژیکی را با دقت ارزیابی کند، تفسیر اثر مداخلات ضد پیری دشوار است. برای تعیین کمیت روند پیری در انسان، دانشمندان یک شرکت بیوتکنولوژی مستقر در سنگاپور ، Gero ، با زیست شناسان و بیوفیزیکدانان در مرکز جامع سرطان روزول پارک در بوفالو نیویورک و سه موسسه تحقیقاتی در روسیه همکاری کردند.

همانطور که انتظار می رفت ، انعطاف پذیری یا سرعت بهبودی در انسان های سالم سریعتر است اما با افزایش سن از بین می رود. در حالی که بهبودی انسانهای 40 ساله حدود دو هفته طول می کشد، این برای افراد متوسط ​​80 ساله به شش هفته می رسد. محققان این یافته را از نظر کمی در دو اندازه گیری بیولوژیکی مستقل، پارامترهای آزمایش خون و سطح فعالیت بدنی ثبت شده توسط دستگاه ها تأیید می کنند.

محاسبه طول عمر انسان از طریق اندازه گیری سرعت بهبود
محاسبه طول عمر انسان از طریق اندازه گیری سرعت بهبود

برآوردن این توانایی بهبودی نشان می دهد که در سنین بین 120 تا 150 سالگی انسانهایی که از بیماری های مزمن عمده رنج می برند ، توانایی بهبودی را به طور کامل از دست می دهند و در نتیجه حد مطلق طول عمر انسان را تخمین می زنند.

از دست دادن انعطاف پذیری پیش بینی شده حتی در افراد سالم و با موفقیت که در حال پیر شدن هستند ، ممکن است توضیح دهد که چرا ما شاهد افزایش حداکثر طول عمر نیستیم ، در حالی که با پیشرفت پزشکی متوسط ​​طول عمر بطور پیوسته در حال افزایش است.

این کار نمایشی از چگونگی استفاده از مفاهیم وام گرفته شده از علوم فیزیکی و زیست شناسی برای تحقیق در جنبه های مختلف پیری و شکنندگی برای ایجاد مداخلات قوی در برابر پیری است. “مدل محاسباتی نشان می دهد که با پیشگیری یا بهبود بیماریها بدون رهگیری روند پیری که باعث از بین رفتن انعطاف پذیری (روند بهبود) می شود ، هیچ افزایشی در حداکثر طول عمر ممکن نیست.

نبرد برای تعیین جنسیت در vole دیده شد

منبع: دانشگاه سان فرانسیسکو_ آمریکا

تاریخ انتشار: 29 اردیبهشت 1400

خلاصه:  در یک نوع موش  قطعات X و Y با هم ترکیب شده و نقش ها را تغییر داده و قطعات کوچکتر DNA را جابجا می کنند. این کشف یک استثنا نادر برای سیستم جنسیت پایدار پستانداران است.

شرح: روی: این عجیب ترین سیستم کروموزوم جنسی است که تاکنون در علم شناخته شده است. این کروموزوم ها متعلق بهcreeping vole  است که به موش چمنزار اورگان هم معروف است. محققان از دهه 1960 می دانستند که این جاندار ژن های عجیبی دارد. تعداد کروموزوم های X  وY  در این جاندار خارج از یافته های ماست.

این یافته زمانی که در سمیناری در دانشگاه سان فرانسیسکو گفته شد باعث جلب توجه روی شد و او احساس کرد که فناوری های پیشرفته کنونی می توانند چراغی در راهِ حل معمای کروموزوم vole  باشند.

نبرد برای تعیین جنسیت در vole دیده شد
نبرد برای تعیین جنسیت در vole دیده شد

در خلال کار روی و همکاران بروی ژنتیک موش ها و بعد از یک توالی یابی کامل، داستان عجیب تر شد.

این تیم دریافتند که کروموزوم هایX  وY  در گذشته با هم مبادله داشته ند و کروموزومX  در جنس مذکر عملی شبیه به Y پیدا می کند. تعداد کروموزوم هایX  وY  در بین نر و ماده های این جاندار تغییر کرده است و قطعات کوچکی از DNA  بین آن ها جابجا شده است.

دکتر مینا بیسل ، زیست شناس پرافتخار ایرانی

دکتر مینا بیسل در تهران متولد شد. پس از اتمام دوره دبیرستان به تشویق یکی از دوستانش به آمریکا رفت و پس از رفتن به کالج برین مایر و کالج رادکلیف در رشته شیمی تحصیلات کارشناسی خود را به پایان رساند. وی پس از آن در مدرسه پزشکی هاروارد به تحصیل در رشته میکروبیولوژی و ژنتیک مولکولی در مقطع دکتری پرداخت.

دکتر بیسل در سال ۱۹۷۲ به آزمایشگاه ملی لارنس برکلی پیوست و در آنجا در سال ‌های متمادی به عنوان کارشناس ‌ارشد بیوشیمی، دانشمند ارشد، مدیر بخش زیست‌شناسی سلولی و مولکولی، مدیر بخش علوم زیست شناسی، و دانشمند برجسته فعالیت کرد.

ایشان عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا است و برنده جوایزی همچون جایزه ارنست اورلاندو لاورنس، کمک هزینه گوگنهایم و مدال افتخاری انجمن سرطان آمریکا شده است.

شهرت خانم بیسل به خاطر پژوهش ایشان دربارهٔ سرطان سینه است. وی که مدتی ریاست انجمن بیولوژی سلولی آمریکا را بر عهده داشت، در سال ۲۰۰۷ موفق به دریافت جایزه پتزکولر شد. وی این جایزه ۷۵ هزار دلاری را به پاس نتایج مطالعاتش در زمینه توانایی زیرمحیط های تغییرات سلولی، تبدیل شدن آن ها به تومورها و امکان استفاده از یک سلول سرطانی برای رفتارهای عادی سلول ها کسب کرده است.

این جایزه نوعی نوبل در رشته غددشناسی است که از چندین سال پیش از سوی بنیاد پتزکولر و جایزه بین المللی تحقیقات درباره سرطان (International Award for Cancer Research) به پیشگامان عرصه مبارزه با تومور و سرطان اعطا می شود…

دکتر مینا بیسل، زیست شناس پرافتخار ایرانی
دکتر مینا بیسل، زیست شناس پرافتخار ایرانی

کمیسیون علمی این جایزه در سال ۲۰۰۷، از بین ۳۰ نامزد از تمام کشورهای دنیا، بیسل را به عنوان بهترین زیست شناس سلولی سال انتخاب کرد. وی همچنین از سوی بنیاد این جایزه

 به عنوان رهبر واقعی درک و توضیح تاثیر ریز محیط ها روی لایه جدار اندام های بدن پستانداران معرفی شد .

از افتخارات دیگر این زیست شناس ایرانی-آمریکایی پرافتخار می توان به اولین جایزه Sadusk  جوزف تحقیقات سرطان پستان (1985)، جایزه برینکر برای تمایز علمی (2003)، جایزه پتزکولر (2007)، جایزه بین المللی تحقیقات سرطانAACR – Pezcoller  (2007)، مدال افتخار انجمن سرطان آمریکا (2008)، جایزه دستاورد علمی برجستهAACR  در تحقیقات سرطان پستان (2012)، جایزه یک عمر دستاورد آزمایشگاه ملی لارنس برکلی (2012) و … اشاره کرد.

مخچه هم در تکامل نقش اساسی دارد

منبع: PLOS/ آمریکا

تاریخ انتشار: 16 اردیبهشت 1400

خلاصه:  مخچه قسمتی از مغز است که اولین بار به واسطه هماهنگ کردن حرکات شناخته شد، ممکن است مسبب ایجاد  تغییرات اساسی در فرهنگ، زبان و نحوه استفاده از ابزارها شده باشد.

مخچه هم در تکامل نقش اساسی دارد
مخچه هم در تکامل نقش اساسی دارد.

محققان مطالعه ای  ترتیب دادند تا متوجه شوند انسان ها چگونه از ظرفیت عظیم فکر کردن و یادگیری با استفاده از قشر جلوی پیشانی که مرکز استدلال منطقی و تصمیم گیری هستند بهره می برند. اما اخیرا مخچه توجه بیشتری را در این مطالعه به خود اختصاص داده است.

 گوارا و تیمش برای یافتن تکامل در مخچه و قشر جلوی پیشانی، از تفاوت های مولکولی این دو قسمت در انسان، شامپانزه و میمون رزوس استفاده کردند. آن ها این مطالعه را در سطح ژنومی انجام دادند و در پی یافتن تغییراتی بودند که باعث خاموش یا روشن شدن ژن ها شود و بتواند به ارث برسند؛ نه تغییری در ساختار ژنومی این قسمت ها.

نتیجه مطالعات نشان داد که مخچه انسان ها در مقایسه با قشر جلو پیشانی دچار تغییرات اپی ژنتیکی بیشتری شده است که بیش از پیش اهمیت مخچه را در تکامل انسان ها نشان میدهد.

این تغییرات اپی ژنتیکی مخصوصا  در ژن های رشد مغز، التهاب مغز، متابولیسم چربی، انعطاف پذیری سیناپسی اتفاق افتاده است (ضعف یا قوت ارتباط بین نورونی بستگی به دفعات استفاده از آن نورون ها دارد).

تفاوت های اپی ژنتیکی مشخص شده در مطالعه جدید مربوط به درک نحوه عملکرد مغز انسان و توانایی آن در انطباق و ایجاد ارتباطات جدید است. این تفاوت های اپی ژنتیکی ممکن است در بیماری و پیری نیز نقش داشته باشد. مطالعه قبلی نشان داده بود تغییرات اپی ژنتیکی انسان و شامپانزه در قشر جلو پیشانی با ژن های درگیر در شرایط روان پزشکی و بازسازی سلول های عصبی در ارتباط است. به طور کلی، مطالعه جدید اهمیت گنجاندن مخچه هنگام مطالعه نحوه  تکامل مغز انسان را تائید می کند.

رفرنس:

https://www.sciencedaily.com/releases/2021/05/210506142039.htm

30 می ، روز جهانی ام اس

30 می ، روز جهانی ام اس

بیماری مالتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) است. بیماری ام اس یک بیماری التهابی است که در آن غلاف‌های میلین سلول‌های عصبی در مغز و ستون فقرات آسیب می‌بینند. این آسیب دیدگی در توانایی بخش‌هایی از سیستم عصبی که مسئول ارتباط هستند اختلال ایجاد می‌کند و باعث به وجود آمدن علائم و نشانه‌های زیادی، از جمله مشکلات فیزیکی و گاهی روانی می شود.

بیماری ام اس، اختلال در سیستم ایمنی خودکار بدن است که در سیستم ایمنی بدن به سیستم اعصاب مرکزی خود حمله می‌کند. بر اساس این گزارش، احتمال ابتلا به این بیماری در زنان شایع تر است. نرخ ابتلا به این بیماری بین دو تا ۱۵۰ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر است.

این بیماری برای اولین بار در سال ۱۸۶۸ از سوی جین مارتین شارکوت تشریح شد. این بیماری روی توان سلولهای عصبی در مغز و نخاع در برقراری ارتباط با دیگر سلولها تاثیر می‌گذارد. سلولهای عصبی با ارسال سیگنال‌های الکتریکی با یکدیگر ارتباط می‌گیرند که این سیگنالها از طریق رشته‌های عصبی طویل موسوم به آکسون‌ها بین نورونها رد و بدل می‌شوند.

آکسونها یا رشته‌های عصبی پوشیده از غلافی به نام ملین هستند که در بیماری ام اس تهیه ایمنی خودکار بدن به میلین حمله ور شده و آن تخریب می‌کنند وقتی میلین آسیب می‌بیند آکسون‌ها دیگر نمی‌توانند به گونه موثر این سیگنالها را هدایت کنند.

هرچند اطلاعات زیادی درباره مکانیسم‌های دخیل در بروز بیماری در دست است اما عامل آن هنوز ناشناخته است. بر اساس فرضیه‌های مختلف برخی عامل آن را ژنتیک و برخی عفونت می‌دانند. همچنین مشاهده شده که فاکتورهای خطرزای مختلف محیطی نیز در بروز این بیماری نقش دارند.

در حال حاضر درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد و داروهایی که برای این بیماری موجود هستند می‌توانند تاثیرات نامطلوب بیماری را کاهش دهند یا از حملات جدید و بروز معلولیت در بیمار جلوگیری کرده یا آنها را به تعویق بیندازند.
گفتنی است، طول عمر این بیماران تقریبا به اندازه افراد سالم است.

30 می ، روز جهانی ام اس
30 می ، روز جهانی ام اس

درمان سرطان های پیشرفته با رادیولیگاند

شرکت نوارتیس برای درمان سرطان های پیشرفته رادیولیگاندی تولید کرده که از دو قسمت زیر تشکیل شده:
1) اتم رادیواکتیو 2)مولکول اختصاصی تومور

این رادیولیگاند به وسیله قسمت مولکول اختصاصی تومور خودش به سلول های سرطانی متصل می شود. اتم رادیواکتیو این رادیولیگاند از خود انرژی منتشر می کند که موجب از بین رفتن سلول های سرطانی می شود. این انرژی تخریب کننده بیشتر از چند میلی متری اتم منتشر نمی شود. بخاطر همین آسیب آن به طور نسبی به سلول های سرطانی است.
این فناوری بسیار جالب است چون ایده آن ساده است.

<div id="65196807650"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/JGcoF?data[rnddiv]=65196807650&amp;data[responsive]=yes"></script></div>

مخچه هم در تکامل نقش اساسی دارد.

منبع: PLOS/ آمریکا

تاریخ انتشار: 16 اردیبهشت 1400

خلاصه:  مخچه قسمتی از مغز است که اولین بار به واسطه هماهنگ کردن حرکات شناخته شد، ممکن است مسبب ایجاد  تغییرات اساسی در فرهنگ، زبان و نحوه استفاده از ابزارها شده باشد.

محققان مطالعه ای  ترتیب دادند تا متوجه شوند انسان ها چگونه از ظرفیت عظیم فکر کردن و یادگیری با استفاده از قشر جلوی پیشانی که مرکز استدلال منطقی و تصمیم گیری هستند بهره می برند. اما اخیرا مخچه توجه بیشتری را در این مطالعه به خود اختصاص داده است.

 گوارا و تیمش برای یافتن تکامل در مخچه و قشر جلوی پیشانی، از تفاوت های مولکولی این دو قسمت در انسان، شامپانزه و میمون رزوس استفاده کردند. آن ها این مطالعه را در سطح ژنومی انجام دادند و در پی یافتن تغییراتی بودند که باعث خاموش یا روشن شدن ژن ها شود و بتواند به ارث برسند؛ نه تغییری در ساختار ژنومی این قسمت ها.

مخچه هم در تکامل نقش اساسی دارد.
مخچه هم در تکامل نقش اساسی دارد.

نتیجه مطالعات نشان داد که مخچه انسان ها در مقایسه با قشر جلو پیشانی دچار تغییرات اپی ژنتیکی بیشتری شده است که بیش از پیش اهمیت مخچه را در تکامل انسان ها نشان میدهد.

این تغییرات اپی ژنتیکی مخصوصا  در ژن های رشد مغز، التهاب مغز، متابولیسم چربی، انعطاف پذیری سیناپسی اتفاق افتاده است (ضعف یا قوت ارتباط بین نورونی بستگی به دفعات استفاده از آن نورون ها دارد).

تفاوت های اپی ژنتیکی مشخص شده در مطالعه جدید مربوط به درک نحوه عملکرد مغز انسان و توانایی آن در انطباق و ایجاد ارتباطات جدید است. این تفاوت های اپی ژنتیکی ممکن است در بیماری و پیری نیز نقش داشته باشد. مطالعه قبلی نشان داده بود تغییرات اپی ژنتیکی انسان و شامپانزه در قشر جلو پیشانی با ژن های درگیر در شرایط روان پزشکی و بازسازی سلول های عصبی در ارتباط است. به طور کلی، مطالعه جدید اهمیت گنجاندن مخچه هنگام مطالعه نحوه  تکامل مغز انسان را تائید می کند.

رفرنس:

https://www.sciencedaily.com/releases/2021/05/210506142039.htm

علی اصغر خدا دوست برجسته‌ترین جراح چشم پزشک ایرانی

پرفسور علی‌اصغر خدا دوست سال ۱۳۱۴ در شیراز متولد شد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شیراز پشت سر گذاشت و سپس به عنوان آموزگار در دبستان داوری داراب مشغول به کار آموزگاری شد. او در سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت نمود و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و در این دانشکده مشغول به تحصیل شد. وي به عنوان نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز در سال ۱۳۴۱ پذیرفته شد و دوران سه ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی ویلمر شناخته شد. دکتر خدا دوست در سال 1359 به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه «جانز‌هاپکينز» مشغول به کار شد. ‏وي در سال 1361 به عنوان استاد و رئيس بخش چشم دانشگاه «سيسيل» انتخاب گردید و در سال 1371 يک مرکز چشم پزشکي در شهر «نيوهيون» تاسيس کرد و به عنوان مسئول آن، مشغول به کار شد.‏ ایشان در این دوران علاوه بر تحصیل در دانش‌های بالینی، به طور فعال مشغول پژوهش در دانش‌های پایه بود و مقاله ‌های بسیاری در مجله‌های گوناگون به چاپ رسانید.

دکتر خدا دوست، پدر چشم پزشکی ایران و استاد چشم پزشکی دانشگاه‌های آمریکا و یکی از چشم پزشکان مطرح در عرصه بین‌المللی بود. ایشان توسط شخصیت‌های شناخته شده جامعه چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شد. شهرت او علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده درزمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در درمان جراحی، مدیون تحقیقات پایه ‌ای در زمینه ناراحتی‌ های سطح قرنیه ‌است، تا آنجا که در پیوندهای قرنیه، مکانیسم دفع پیوند به افتخار ایشان Khodadoust line  نامگذاری شده‌ است.

علی اصغر خدا دوست برجسته‌ترین جراح چشم پزشک ایرانی
علی اصغر خدا دوست برجسته‌ترین جراح چشم پزشک ایرانی

در کارنامه پربار دکتر خدادوست، جدا از حدود 20 هزار عمل پيوند قرنيه، اين موارد به چشم مي‌خورد: موسس بيمارستان فوق تخصصي چشم دکتر خدادوست شيراز، مديرعاملي موسسه چشم پزشکي کانکتيکات آمريکا، استادي بخش چشم پزشکي دانشگاه ييل، استاد و جراح بخش چشم پزشکي بيمارستان سنت رافائل، عضو هيات مديره انجمن متخصصان ايران در خارج از کشور و عضو افتخاري فرهنگستان علوم پزشکي جمهوري اسلامي ايران. شايد مهم‌تر از همه اين موارد، آن باشد که استاد هيچ گاه ايران و ايراني را از ياد نبرده بود و در هر فرصتي دينش را به اين مرز و بوم و مردم شريفش، ادا کرده است.

***

دکتر خدا دوست درباره نحوه درس خواندن خود که او را به موفقيت در عرصه چشم پزشکي جهاني رسانده است، مي‌گويد: براي درس خواندن بايد طلبه شوي؛ يعني تمامي ابعاد زندگي را کنار بگذاري و بروي به طرف جايي که هدف داري. نحوه‌ درس خواندن من کمي پيچيده بود، زيرا در 18 سالگي در داراب (استان فارس) معلم بودم و حقوق معلمي آن روزها ماهي 270 تومان بود. حقوق 6 ماه را جمع کردم و يک دوچرخه خريدم. قرار بود 5 سال خدمت کنم. سال دوم، يکي از دوستانم ‏تشويقم کرد که بيا دانشکده پزشکي! وقتي رفتم، براي جبران 3 سالي که قرارداد داشتم، در دبيرستان‌هاي شيراز درس فيزيک ‌دادم، بعضي از کلاس ‌هاي دانشگاه را مي‌رسيدم بروم و بعضي را نه!

اين چشم پزشک معروف، درباره دروسي که در آنها اشکال داشت مي گويد: روز اول که به دانشکده‌ پزشکي رفتم، درس‌ها به زبان انگليسي بود و انگليسي من آن چنان تعريفي نداشت.

اولين شب رفتم کتاب آناتومي را باز کردم، يک پاراگراف نمي‌توانستم بخوانم! ديکشنري را باز مي‌کردم و کلمه به کلمه امتحان مي‌کردم ببينم به کدام قسمت مي‌خورد! تا صبح نشستم و آخر نتوانستم يک پاراگراف را تمام کنم. صبح به اين نتيجه رسيدم به درد اين کار نمي‌خورم! خدا رحمت کند همشيره ‌ام مخالفت کرد و گفت بايد بروي! شروع کردم. صبح‌ها زودتر بيدار مي‌شدم و شب‌ها پشت سر هم تا ساعت 3 نيمه شب بيدار مي‌ماندم! البته همکاري و دوستي دوستانم خيلي کمک مي‌کرد.

پروفسور خدادوست مي افزايد: يادم مي‌آيد در اولين امتحان آناتومي که قسمت خيلي مشکلي بود، نمره 95 گرفتم و همه شوکه شده بودند! شهرت پيدا کردم. وقتي در دانشکده پزشکي قدم مي‌زدم، دانشجويان از دريچه‌ها نگاهم مي‌کردند و مي‌گفتند اين همان است که نمره 95 گرفته است! خود اين مرا بيشتر ترغيب مي‌کرد که کار کنم و درس بخوانم. در تمامي کلاس‌ها شاگرد اول شدم. سر کلاس پزشکي قانوني زياد نرفته بودم و استاد مرا نمي‌شناخت. موقع امتحان آخر سال جلوي مرا گرفت و گفت شما کجا مي‌روي؟ من شما را تا حالا نديد‌ه‌ام! گفتم من شاگرد هستم، اجازه بدهيد امتحان بدهم، اگر نمره‌ام از همه بهتر شد، قبول کنيد و اگر نفر دوم شدم، دوباره شهريور امتحان مي‌دهم. استاد قبول کرد و امتحان دادم. فرداي آن روز نمره‌ها را آورد و استاد گفت گرفتي 95، اما به تو 100 دادم! نفر دوم نمره 85 گرفته بود. اين‌که ياد گرفتم، به دليل تا نيمه شب بيدار ماندن‌ها بود. آدم تشنه ‌علم که باشد و وقت را بي‌خود تلف نکند، مي‌تواند دنيا را قبضه کند.

دکتر خدادوست، جراح نابغه ایرانی ساعت ۱:۴۸ بامداد روز ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۶ به دلیل ایست قلبی در آمریکا دار فانی را وداع گفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.